سرنوشت
سرنوشتی در كار نيست!
چون اگر كارهائی كه انسان در طول مدت عمر ميكند از اول معلوم باشد.
انسان از خود اختياری ندارد و پاداش و مجازاتی در كار نخواهد بود،
و انسانها هنرپيشههائی هستند كه نقشی كه برعهده آنها گذاشته شده بازی ميكنند.
در صورتيكه در قرآن از امتحان انسان و بهشت و دوزخ يعنی پاداش و مجازات صحبت است.
آيه 11:7 سوره هود ميفرمايد:
"... تا شما را امتحان كند كه كار كداميك از شما بهتر است."
و آيه 67:2 سوره ملك ميفرمايد:
"خدائی كه مرگ و زندگی را آفريد تا شما را امتحان كند كه عمل كداميك از شما بهتر است."
و آيه 68:17 سوره قلم ميفرمايد:
”ما امتحانشان ميكنيم همانطور كه صاحبان باغ را امتحان كرديم، وقتی قسم خوردند كه صبح ميوههای باغ را می چينيم"
اگر سرنوشتی در كار بود از اول معلوم بود كه كار كداميك از شما بهتر است،
ديگر احتياجی به امتحان نبود.
آيه 18:7 سوره كهف ميفرمايد:
"ما تمام چيزهائی را كه روی زمين است برای زينت و زيبائی آن بوجود آوردهايم تا مردم را امتحان كنيم كه كار کدامشان بهتر است."
اگر سرنوشت هر کسی معلوم بود ديگر احتياجی به امتحان نبود.
اندکی بعقل خود رجوع كنيد آيا شما غير از اين ميفهميد؟
آيه 5:48 و 5:94 سوره مائده و 6:165 سوره انعام ميفرمايد:
" تا شما را در آنچه بشما داده امتحان كند"
47:31 سوره محمد ميفرمايد:
" شما را امتحان ميكنيم تا افراد مجاهد و صبور شما را مشخص وآشکار نمائيم، و خبرهای مربوط به شما را رسيدگی كنيم."
آيه 3:140 سوره آلعمران ميفرمايد:
" برای اينكه خدا افراد باايمان (که واقعا ايمان آورده اند) را معلوم بدارد، و از شما شاهدهايی (نمونه هائی) بگيرد."
آيه 3:142 سوره آلعمران ميفرمايد:
" آيا خيال كردهايد كه داخل بهشت ميشويد، بی آنکه خداوند افراد مجاهد و با استقامت شما را معلوم بدارد؟ "
شما از اين آيات چه می فهميد؟
آيه 3:166 و 3:167 ميفرمايد:
" آنچه در روز برخورد دو لشكر بشما رسيد به خواست خدا بود تا افراد باايمان را مشخص و آشکار نمايد.
و افراد منافق را هم مشخص نمايد.."
آيه 9:16 سوره توبه ميفرمايد:
" آيا پنداشته ايد که به خود واگذار ميشويد، و خداوند کسانی را که از ميان شما جهاد کرده و غير از خدا و فرستادهُ او و مومنان،
محرم اسراری نگرفته اند، معلوم نمی دارد؟ "
آيه 57:25 سوره حديد ميفرمايد:
"آهن ... را نازل كرديم برای اينكه خدا اشخاصی را كه او و پيغمبرش را از صميم قلب
(برای ساختن دنيائی كه در آن ظلم وجود نداشته باشد) ياری ميكنند آشکار نمايد..."
شما از اين آيات چه ميفهميد؟
آيات بسيار صريح و روشن است.
آيا خدا راست ميگويد يا دكاندارانی كه برای فريب مردم هرچه خواستهاند سرهم كردهاند.
علی عليهالسلام در سخن كوتاه 75 ترجمه فيضالاسلام و 78 صبحی صالح به مرد شامی كه دربازگشت از صفين از او می پرسد
آيا حركت بشام روی قضا و قدر الهی بود ... ميگويد:
"وای بر تو شايد تو قضا و قدر لازم و حتمی (سرنوشت) را تصور كردهای؟
اگر مطلب اينطور بود پاداش و مجازات (بهشت و دوزخ) باطل بود و مژده (بهشت) و بيم (جهنم) ساقط ميگشت."
اين سخن امام اول شيعيان و خليفه چهارم اهل سنت و صحابی بزرگ پيغمبر است كه در خانه پيغمبر بزرگ شده، شما چه تصور ميكنيد؟
آيا حق با علی عليه السلام است يا دكانداران دينی؟