جنگ


 

در جوامع بشری در قرن بيست و يكم قانون جنگل حكومت ميكند.

يعنی قوی به ضعيف زور ميگويد و اين را حق خود ميداند كه هر دستوری به ضعيف داد بايد او اجرا كند وگرنه با مجازات او روبرو ميشود.

در قرن بيست، دو جنگ بزرگ بين‌المللی صورت گرفت و در بيشتر كشورها كمونيست‌ها با ارعاب و كشتار بقدرت رسيدند

ولی بيشتر آنها سقوط كردند.

در قرن گذشته پرتقالی ‌ها و فرانسوی‌ها و انگليسی ‌ها و هلندی‌ها و بلژيکی ها

و روسها و اسپانيائی ‌ها بر كشورهائی از آسيا و اروپا و امريكا حكومت ميكردند ،

ولی در قرن گذشته بيشتر آنها از زير نفوذ آنها شانه خالی كردند ولی هنوز بعضی از آنها مستعمراتی در دنيا دارند.

آری قانون جنگل هنوز در قرن بيستم بر دنيا حكومت ميكند.

مسيحيانی كه خود را پيرو پيامبر صلح عيسی مسيح‌ (ع) ميدانند با كشتار بوميان امريكای شمالی و جنوبی

سرزمين‌های آنها را تصاحب كردند و افريقا و آسيا را زير نفوذ خود در آوردند.

 

خداوند در آيه 96:6  و 96:7  سوره علق ميفرمايد:

"انسان وقتی خود را بی نياز ببيند حتماً طغيان ميكند."

و استثنائی هم برای آن قائل نيست.

اين طبيعت حيوانی بشر است كه ميخواهد مثل بقيه حيوانات هر كاری كه خواست بكند و هر دستوری كه داد بدون چون و چرا اجرا شود.

اگر چه اين دستور، حمله به كشورها يا شهرهای ديگر باشد و صدها هزار نفر را از شهر و ديارشان آواره كند و خانه ها را برسر ساكنانش

خراب كند و مزارع را به تپه‌ ماهور تبديل كند و شهرها را ويران كند و بناموس مردم تجاوز شود و ميليون‌ها نفر كشته شوند و معلول كردند.

 

در مقابل اين طبيعت حيوانی انسان، فقط عدالت خواهی و ترويج و ايمان به آن که هدف دين است ميتواند چاره ‌ساز باشد

كه از آن اثری نيست ولی از آن زياد صحبت ميشود.

در چنين دنيائی ميتوان موسی شد يا عيسی.

موسی فرمان قتل عام مردم سرزمين‌ها را آورد و عيسی مطابق گفته انجيل‌های چهارگانه بدار زده شد چون در عهد عتيق ميگويد:

"اسرائيل برای خداوند نذر كرده گفت اگر اين قوم را بدست من تسليم نمائی شهرهای ايشان را بالكل هلاك خواهيم ساخت

پس خداوند دعای اسرائيل را مستجاب فرموده كنعانيان را تسليم كرد و ايشان شهرهای ايشان را بالكل هلاك ساختند..."

 

21:2 و 21:3 اعداد. ميتوانيد 23:24 خروج  و 31:17 و 31:18 و 33:52 اعداد و

7:1 تا 7:3 و 12:1 تا 12:3 و 20:10 تا 20:14 تثنيه را هم ببينيد.

 

باب 6 تا 12 يوشع را هم بخوانيد تا ببينيد جميع ملوکی (كه با مردم شهرها و دهاتش قتل عام شدند) سی و يك نفر بودند.

12:24 يوشع اماچهار انجيل مينويسند:

"تاجی از خار بافته برسرش گذاردند و جامه ارغوانی بدو پوشاندند"

19:2 يوحنا و 

"صليب خود را برداشته بيرون رفت به موضعی كه به جمجعه مسمی بود و بعبرانی آن را جلجتا ميگفتند پس او را در آنجا صليب نمودند..››

 

اما اسلام نه دستور قتل عام مردم را داد نه پيغمبر اسلام به دار زده شد.

بلكه مطابق كتاب صد چهره‌ای كه جهان را تغيير دادند پيغمبر اسلام موفق ‌ترين همه آنها بود.

شايد در تمام جنگهای پيغمبر اسلام هزار نفر كشته نشده باشند. من آن را حساب نكرده‌ام.

البته منظور جنگهای پيغمبر اسلام است نه جنگهای بعد از او.

قرآن در آيه 3:217 سوره بقره ميفرمايد:

"... دائماً با شما می جنگند تا شما را از دينتان برگردانند..."

اين جنگ هنوز هم بصورت جنگ سرد و گرم وجود دارد. در مقابل اين حملات يا بايد تسليم شد و اجازه داد ديكتاتورها

و دار و دسته آنها بر جان و مال مردم تسلط داشته باشند و هركاری كه خواستند مطابق قانون جنگل بكنند،

يا بايد در مقابل آنها ايستاد و برای ساختن يك دنيای پاك كوشش (جهاد) كرد.

دنيائی كه در آن اثری از ظلم و فساد و فقر و جهل و خرد شدن شخصيت انسان‌ها نباشد.

و حقوق انسان‌ها واقعا‌ً در آن محترم باشد.

يعنی جان و مال و ناموس و آرامش فكر و خيال انسان‌ها در آن مورد احترام باشد و به آن تجاوز نشود.

 

قرآن در آيه 2:216  سوره بقره ميفرمايد:

"جنگ بر شما واجب شد در صورتيكه شما از آن بدتان ميآيد.

ولی خيلی چيزها است كه شما از آن بدتان می ‌آيد در صورتيكه بنفع شما است

و خيلی چيزها است كه شما از آن خوشتان می آيد در صورتيكه بضرر شما است. خدا اين‌ها را ميداند و شما آنها را نميدانيد."

 

فراموش نكنيد كه در طول تاريخ هيچ زمان بشر در جهان بدون جنگ و خونريزی زندگی نكرده و همانطور كه فرشتگان به خدا گفتند:

"...آيا در زمين موجودی می ‌آفرينی كه در آن فساد و خونريزی كند ؟!!" ،

خدا به آنها ميفرمايد:

"من چيزی ميدانم كه شما نميدانيد."

آيه 2:30 سوره بقره

 

جنگ در دو راه و برای دو هدف صورت ميگيرد، يکی در راه بسط قدرت يك نفر يا يك كشور يا يك قبيله و يك نژاد.

يکی در راه بسط عدالت در سراسر جهان و نابودی ظلم و فساد و فقر و جهل و خردشدن  شخصيت انسان‌ها.

قرآن در آيه 4:75 و 4:76 سوره نساء ميفرمايد:

"چرا در راه خدا و نجات افراد ضعيف، مردان و زنان و كودكانی كه ميگويند خداوندا،

ما را از اين شهری كه مردمش ظالم هستند نجات بده و از طرف خود پشتيبان و ياوری برای ما قرار بده نمی ‌جنگيد؟!!!

افراد باايمان (مسلمانان) در راه خدا ميجنگند و كافران در راه طاغوت (طغيانگران: ديكتاتوران)،

پس با ياران شيطان بجنگيد. نقشه‌ شيطان ضعيف است."

 

امروزه مسلمانان بايد جنگ سرد يعنی مبارزه فكری و فرهنگی را در پيش گيرند.

چون در جنگ گرم خون انسان‌های پاکی كه به حكم اجبار به جبهه‌های جنگ كشانده شده‌اند ريخته ميشود.

حتی اگر بمبی در شهرها منفجر شود خون افراد بيگناه ريخته ميشود و خانه افرادی كه در جنگ قدرت شرکتی ندارند خراب ميشود.

امروزه با پول يك تانك يا يك هواپيما يا حداكثر پول يك كشت جنگی (نبرد ناو) ميتوان كشوری

را زير تبليغات اسلامی برد و به مردم فهماند كه ساختن يك دنيای پاك بنفع تمام افراد بشر است

و برای اينكار بايد تمام دينداران حقيقی و اصلاح طلبان واقعی دست بدست هم بدهند و در بيدارسازی ديگران و ساختن يك دنيای پاك همكاری كنند. امروزه بايد مسلمانان با دولتها در ساختن يك جامعه پاك همكاری كنند و آنها را بساختن يك دنيای پاك تشويق كنند

و آلت دست قدرت طلبان ورياست طلبانی كه ميخواهند با واژگون كردن دولتها خودشان بقدرت برسند قرار نگيرند.

مسلمانان خوب متوجه هستند كه

"تا مردم فكر و عمل خود را تغيير ندهند خدا وضع آنها را تغيير نميدهد."

آيه 13:11 سوره رعد،

 

پس بايد سعی كرد مردم را با حقيقت دين كه ساختن يك دنيای پاك است آشنا كرد

و در اين راه با اتحاد كامل بايد با جان و مال كوشش كرد. آيه  41:15 سوره حجرات.

امروزه ويديو و راديو و فيلم و چاپ و راديو و تلويزيون و اينترنت اينكار را آسان كرد.

 

برگشت به فهرست مطالب