|
296 |
فقط خدا - فقط قران |
سوره كهف - سوره 18 |
21- به اين ترتيب مردم را متوجه حال آنها كرديم تا بدانند وعده خدا درست است و شكی درباره قيامت وجود ندارد.
وقتی مردم درباره كارشان با هم بگومگو ميکردند، گفتند بنائی در جای ايشان بسازيم.
خداوندشان به وضع آنها دانا تر است.
كسانی كه حرفشان به كرسی نشست گفتند مسجدی در جای آنها ميسازيم.
22- بعضی ميگويند سه نفر بودند و سگشان چهارمی آنها بود،
بعضی ميگويند پنج نفر بودند و سگشان ششمی آنها بود.
بدون دليل حرف ميزنند، بعضی ميگويند هفت نفر بودند و سگشان هشتمی آنها بود.
بگو خدا عده آنها را بهتر ميداند.
فقط عده كمی تعداد آنها را ميدانند.
درباره آنها بحثی ظاهری بكن و از هيچکس درباره آنها نظرخواهی نكن.
23- هرگز نگوئيد: من فردا اينکار را ميکنم.
24- مگر اينکه بگوئيد: اگر خدا بخواهد.
وقتی فراموش كردی، خداوندت را بخاطر بياور و بگو:
ممكن است خداوند مرا به كاری بهتر از اين كاری كه تصميم دارم بكنم هدايت كند.
25- در غارشان سيصد و نه سال قمری ماندند.
26- بگو خدا بهتر ميداند كه چقدر خواب بودند.
غيب آسمانها و زمين متعلق به اوست.
چقدر بينا و شنوا است.
مردم ياوری غير از او ندارند و او كسی را در قانونگذاری شريک خود نميکند.
27- هر قدر از كتاب خداوندت كه به تو وحی شده بخوان. *
سخنان او تغير ناپذير است و غير از او هرگز پناهی پيدا نميکنی.